تبليغاتX
من شبان نیکو هستم
محبت

در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش،علف هرز و گل سرخ،یکیست...

دوستان عزیزم،محبت کردن به مهربانان کار سختی نیست و اکثر ما قادر به انجام چنین کاری هستیم.محبت به کسی که باعث رنجش ما شده است دشوار است و نیاز به جرات دارد.به همین دلیل تصمیم دارم در این مبحث بیشتر در رابطه با محبت به دشمنان صحبت میکنم.

به عقیده شخصی من اساس و پایه یک زندگی مسیحی،محبت کردن است.من در جاهای زیادی بشارت انجیل را داده ام.در این میان کسانی وجود داشتند که حتی نمیدانستند عیسی مسیح کیست!و یا حتی چگونه کشته شدو...اما جالب است بدانید که وقتی با همین افراد از محبت خداوند صحبت میکردم،پیش از اینکه نام عیسی مسیح را بیاورم،بسیاری از آنان به من میگفتند"نکنه تو مسیحی هستی؟"

به نظر شما چرا؟چون،خدا محبت است و هر که در محبت زندگی میکند در خدا ساکن است.فقط مسیحیان از محبت بی حد خداوند عیسی مسیح آگاه نیستند.بلکه خدا از طریق عیسی مسیح آنقدر بشر را محبت نمود که با بردن نام محبت،هر انسانی به یاد عیسی مسیح میفتد.در بسیاری از کتب و رسانه ها خوانده و شنیده اید که به خوبان نیکی کنید و با دشمنان بجنگید.در بسیاری از ادیان،قانون،اینچنین است که اگر دشمن به تو یک ضربه زد،تو نیز میتوانی به او یک ضربه بزنی.دوستان خوبم،اگر شما این شیوه زندگی را میپسندید پیشنهاد میکنم همین الان وبلاگ رو بسته و بیش از این وقت گرانبهای خود را صرف مطالعه این وبلاگ نکنید.لازم است بگویم که در زندگی با عیسی مسیح فقط محبت میگنجد و هیچ انسانی حق تلافی و یا باز پس گرفتن ندارد.حتما میپرسید چرا حقمان پایمال میشود؟با جسارت تمام میگویم.اگر بتوانید بدون هیچ کینه ای از حق خود بگذرید شما در مسیح رشدکرده اید و پی برده اید که خدا محبت است.از شما سوالی دارم.آیا خداوند و شیطان میتوانند زیر یک سقف باشند؟مسلم است که نه.محبت هم به همین شکل است.در انسانی که دارای محبت است،کینه جایی ندارد.زیرا این دو ضد هم هستند.عیسی مسیح میفرماید"با منفورین از خود احسان کنید و برای لعن کنندگان خود برکت بطلبید".این کار بسیار سخت است اما راه هایی وجود دارند که از آن طریق میتوانیم در محبت کردن مهارت کسب کنیم.

۱ـرنجش خود را پیش خداوند ببرید.

هنگامی که دلتان از کسی میشکند و یا از شخصی کینه به دل میگیرید،باری سنگین بر روی دوش شماست که فقط با انتقام

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 14:23 توسط مهرشاد |

عیسی کیست؟!

تا به حال شده خیلی عمیق بهش فکر کنی که مسیح چه شخصیتیه؟

آیا این برات یه سوال بی جواب نیست که با وجود جفاهای فراوان چرا اون حتی یک قتل هم انجام نداد؟

از خودت پرسیدی که عیسی مسیح برای چی با ستمگران مقابله نکرد؟

اصلا این همه پیامبر اومدن و رفتن.چرا هیچ کدوم شبیه به عیسی مسیح نبودن؟

راستی چرا هر کدوم از یک پدر زمینی متولد شدن اما عیسی میسح حتی از زمین هم نبود؟

و مهمترین سوال اینکه عیسی برای چی اومد؟

و...

باید خدمتتون عرض کنم که جواب تمام این سوالها یک چیز است.

زیرا او خداوند است.(برای درک بیشتر این مطلب،نکات زیر را بخوانبد)فان روز.کام پایگاه سرگرمی و تفریحی

با وجود جفاهای بسیار زیادی که در اقصی نقاط جهان وجود دارد و جنایات وحشتناکی که در حال وقوع است،آیا خداوند نمیتواند ستمگران را نابود کند؟همه ما میدانیم که خداوند قادر به انجام هر کاریست اما یقینن کار خداوند این نیست.خداوند بندگان خود را آزاد آفرید و آنها را محبت فراوان نمود.باران رحمتش بر سر مومن و ستمگر یکسان میبارد.زیبا ترین محبت هم محبت خداست.زیرا انسان را آزاد آفرید و در حین آزادی بر وی محبت نمود.مبحثهای زیادی پیرامون محبت و آزادی وجود دارد و برای که از مبحث شناخت عیسی مسیح دور نشویم بعدا به آنها میپردازیم.کار خداوند نابود ساختن ستمگران نیست.بلکه قوانینی که خداوند بر عالم هستی وضع کرده است،خود باعث نابودی بدکاران خواهد شد.اگر عیسی مسیح یهودای خائن و پادشاهان ستمگر را از بین نبرد نباید تعجب کرد زیراخداوند مخلوق خویش را نابود نمیسازد و عیسی خداوند است.تصاویر قشنگترین و زیباترین کلیسا های جهان

پیامبران زیادی از جانب خداوند آمدند و طبق وظیفه انسانی با ظلم و ستم مقابله کردند.خداوند وظایف سنگینی بر دوش آنان نهاد.اما هیچ کدام از آنان شبیه به عیسی مسیح نبودند.به طور مثال در انجیل یوحنا در باب ۱ آیه ۱۹ میخوانیم که کاهنان و لاویان را از اورشلیم نزد یحیی فرستادند تا از او بپرسند که (تو کیستی؟)او معترف شده،انکار نکرد،بلکه اذعان داشت که (من مسیح نیستم)پس از چند پرسش و پاسخ به یحیی گفتند برای فرستندگان خود چه پاسخی ببریم؟در باره خود چه میگویی؟یحیی طبق آنچه اشعیای پیامبر بیان کرده بود،گفت:"من صدای آن ندا کننده در بیابانم که میگوید،راه خداوند را هموار سازید"همچنین یحیی گفت:"من با آب تعمید میدهم،اما در میان شما کسی ایستاده که شما او را نمیشناسید.همان که پس از من میاید و من لایق گشودن بند کفشش نیستم"بله.این تنها یک نمونه از تفاوتهای عیسی مسیح با انسانها بود که در انجیل به آن اشاره شده است و این تفاوتها فقط میتواند ما را به این باور نزدیکتر کند که عیسی خداوند است.زیباترین کلیساهای جهان

عیسی مسیح در زمین پدری نداشت و حاصل هم بستر شدن یک مرد و زن نبود.این موضوع میتواند دلیل محکمی بر این باشد که عیسی مسیح ۲۰۰۰و چند سال پیش،خلق نشد.بلکه بعد از فرستاده شدگان (پیامبران) فقط لباس انسان پوشید.لباس جسم پوشید تا اینبار خودش به نجات انسان بیاید و در راه گناه انسان خود را فدا کند.از این امر که عیسی دارای پدر زمینی نبود میتوان فهمید که او متعلق به کسی دیگریست.میتوان درک کرد که او خود،دارای پدریست که به اذن او از طریق یک زن (مریم) قدم به این جهان گذاشت.به طور مثال در انجیل یوحنا باب ۸ آیه ۵۶ میخوانیم که عیسی مسیح خطاب به یهودیان میفرماید:"پدر شما ابراهیم شادی میکرد روز مرا ببیند (ابراهیم جد آنان بود)،و آن را دید و شادمان شد"یحودیان به او گفتند:"هنوز پنجاه سال نداری و ابراهیم را دیده ای؟"عیسی به ایشان گفت:"آمین،آمین به شما میگویم،پیش از آنکه ابراهیم باشد من هستم"جمله عجیب و غلط به نظر میرسد.مسیح نگفت قبل از ابراهیم بودم.یا وجود داشتم.بلکه فرمود قبل از ابراهیم من هستم.عیسی از قصد فعل جملات را عوض میکرد تا مردم بدانند که او همان یهوه من هستم است.عیسی مسیح در بسیاری از جاهای انجیل میگوید من هستم.حتی وقتی از او میپرسند تو کیستی میگوید من هستم.او میگوید من هستم تا ما بدانیم عیسی خداوند است.تصاویر قشنگترین و زیباترین کلیسا های جهان

 حمد و پرستش از آن خداییست که تغییر ناپذیر است.بله دوستان.خداوند تغییر نمیکند و  حتی اگر بخواهد گناهان ما را ببخشد قانون الهی خویش را زیر پا نمیگذارد.در عهد عتیق که شریعت حکم میکرد سزای گناه مرگ است هر انسان با انجام هر گناه برای آمرزیده شدن گناهش یک قربانی به کنیسه تقدیم میکرد.از جهتی دیگر خداوند از طریق کتب انبیا خبر آمدن مسیح و بستن عهدی جدید با انسان را داده بود.(بیش از ۳۰۰ بار در عهد عتیق درباره آمدن مسیح پیشگویی شده)از این رو که ذات بشر گناهکار است،انسان نمیتوانست احکام شریعت را حفظ کند و برای هر گناه بهای قربانی میپرداخت که البته این هم از فیض خداوند بود،زیرا حکم گناه برای خود شخص،مرگ بود،نه قربانی کردن حیوان.بشر با گناهان بسیاری که انجام میداد ضمن اینکه تلاش میکرد شربعت را حفظ کند نمیتوانست مورد بخشش خداوند قرار گیرد.در آن زمان بود که خداوند به وعده ای که در کتب عهد عتیق داده بود عمل کرد.خداوند یگانه فرزند خود را به زمین فرستاد تا فقط قربانی گناهان انسان گناهکار شود.اگر خداوند بدون هیچ قربانی،انسان را عفو میکرد،آنگاه شریعت و قانون الهی لکه دار میشد.زیرا در شریعت بخشش گناه با قربانی میسر است.جلال بر او.خداوند،یگانه فرزندش را به زمین فرستاد و او توهین و تحقیر شد و در آخر قربانی گناهان بشر گردید.با اینکار،خود خداوند بهای سنگین گناهان بشر را پرداخت.به این ترتیب،هم قانون الهی پایدار ماند و هم بخشش بشر امکان پذیر شد.این تنها یکی از دلایل آمدن مسیح بر روی زمین بود.با جسم پوشیدن خداوند و آمدن او بر روی زمین،خداوند عهدی جدید با انسان بست.(انجیل)معنی عهد جدید باطل کردن عهد عتیق نیست.بلکه خداوند با بستن عهد جدید شریعت را کامل کرد."گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیا را باطل سازم.نیامده ام تا باطل نمایم،بلکه تا تمام کنم"خداوند از آنجا که از ازل عاشق انسان بود خودش به زمین آمد و قربانی گناه بشر شد.مسیح آمد و با بستن عهد جدید اجازه داد تا هر کسی که به او ایمان بیاورد پس از مرگ روحش زنده شود و نزد خداوند حضور یابد.به طور مثال در انجیل یوحنا باب ۶ آیه ۴۰ مسیح میفرماید:"زیرا خواست پدر من این است که هر که به پسر بنگرد و به او ایمان آورد،از حیات جاویدان برخوردار شود و من در روز بازپسین او را بر خواهم خیزانید".آمین.طبق گفته خداوند هر که به مسیح ایمان آورد بعد از مرگ روح او نمیمیرد.بلکه مانند مسیح روحش از حیاط جاویدان برخوردار خواهد بود.خواهران و برادران دلیل آمدن مسیح این بود.مسیح مانند انسانهای فانی نیامده بود تا با ظلم بجنگد.کار او فراتر از ماموریت یک انسان بود زیرا او خداوند است

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 10:11 توسط مهرشاد |

تثلیث

 پس از نوشته های قبل،لازم دیدم که درباره تثلیث کمی توضیح بدهم.زیرا تثلیث را سخت ترین مبحث میدانم و احساس میکنم با توضیحاتی که در رابطه با مسیح و پدر او دادم سوالات فراوانی در ذهن دارید.به جرات میتوانم بگویم که تمامی اشخاص ایماندار به مسیح،ابتدا در فهم و درک تثلیث دچار دوگانگی و کمی سر در گمی شده اند و از پدر آسمانی میطلبم که در درک این مبحث خواننده را یاری کند.آمین.بر عکس آنچه بسیاری از اشخاص درباره مسیحیت فکر میکنند،معنی تثلیث وجود سه خدا با شخصیتهای متفاوت نیست.بلکه معنی واقعی تثلیث یک خدای واحد،با سه شخصیت است که آن سه شخصیت وجود یک خدا را تشکیل میدهند.بسیاری جاها دیده ام که گفته شده طرز فکر چند خدایی،مربوط به بتپرستان است.این حرف کامل صحیح است اما راجع به مسیحیت صدق نمیکند زیرا مسیحیت نیز یکتاپرست است و معتقد به یک خداست.به طور مثال به تخم مرغ نگاهی بیندازید.آیا زرده،تخم مرغ را تشکیل میدهد؟آیا به سفیده میگویند تخم مرغ؟و یا به پوسته؟بله،با وجود این که عنصر هر یک کاملا متفاوت است،اما هر سه با هم (یک) تخم مرغ را تشکیل میدهند.قصد من این نیست که با مثال یک تخم مرغ درس تثلیث را بدهم و به خوبی میدانم که مبحث تثلیث در دو،سه صفحه نمیگنجد.اما مثال میتواند کمک بسیاری در درک این موضوع بکند و قصد من از نوشتن این وبلاگ خلاصه نویسیست تا اگر سوالی در این باره بود در حد دانسته هایم با جزییات بیشتر توضیح دهم.مثال تخم مرغ نمونه بارزی از گنجاندن سه شخصیت در یک واژه است.خدا نیز به همین شکل است.خدای واحد شامل سه شخصیت است با نام پدر،پسر و روح القدس.اگر دقت کنید میبینید که در ابتدا گفتم معنی تثلیث وجود سه خدا با شخصیت های متفاوت نیست اما در اینجا گفتم که خدا سه شخصیت دارد.برای رفع سوء تفاهم لازم است بدانید که خداوند سه شخصیت دارد اما هیچ کدام از دیگری برتری ندارند.مثلا پدر از پسر بالاتر نیست.حتی خود عیسی مسیح هم در بسیاری از صحبتهای خود مثل یوحنا باب ۱۰ آیه ۳۰ میفرماید"من و پدر یکی هستیم"لازم میبینم یک توضیح مهم هم بدهم :منظور عیسی مسیح از این حرف این نیست که پدر همان پسر است.منظور این است که پدر خداست و عیسی مسیح هم خداست.یعنی پدر و پسر در ذات یکی هستند.پس روح القدس خداست.پسر خداست.پدر هم خداست.فکر کنید اگر روح القدس نباشد چه میشود؟خدایی که روح قدوس و بی گناه نداشته باشد به چه درد میخورد؟بیندیشید که اگر پسر نباشد،پدر برای محبت کردنش محتاج به انسان میشود.زیرا نمیتواند به کسی محبت کند.خدایی که محتاج کسی باشد زیباست؟از ازل پدر و پسر با روح قدوسشان به یکدیگر محبت میکردند.خداوند محتاج هیچ چیز نیست و خلقت ما فقط محبت بلاعوض خدا بود.هللویا.نکته حساس دیگری که در پی تثلیث وجود دارد این است که باید بدانیم اگر پسر و پدر و روح القدس خدا را تشکیل میدهند،خدا،شخصیت چهارم نیست.بلکه باید این سه شخصیت را در کنار هم،خدا دید.این سه شخصیت،خود خداوند یکتاست و هر کدام قابل پرستش است.سوال پیش میاید که دعاها و درخواستهایمان را نزد چه کسی ببریم؟در اینجا هم جواب همان است.سه شخصیت خدا.ما بسیاری از دعاها و خواسته هایمان را از پدر آسمانی میطلبیم که دارای روح قدوس است.اما دعاهایمان را در نام عیسی مسیح میطلبیم که او نیز دارای روح بی گناه است.مثال:(پدر آسمانی،خدای قدوس،طبق خواست و اراده ات،شناخت خود را برایم آسان کن و به داخل قلب پر از گناهم قدم بگذار.در نام عیسی مسیح).آمین.پرونده:Shield-Trinity-Separ-Iman-Farsi.svg

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 17:28 توسط مهرشاد |

راه و راستی و حیات

عیسی نیامد تا فقط راه را نشان دهد بلکه راه خود او بود.راه اوست.چرا که فقط به وسیله اوست که وارد آسمان میشویم.

عیسی نه تنها راستی را تعلیم میدهد بلکه او راستی است.وی تماما شایسته اعتماد است.انجیل او راست است و راستی باطل نمیشود.

عیسی مردم را فقط متوجه حیات جاودان نکرد.بلکه حیات در او ساکن است وسرچشمه حیات از وی میجوشد.

به این سخنان بیندیشید:

 عیسی در شرف مصلوب شدن بود با این حال فرمود (من راه هستم)وی در آستانه محکوم شدن توسط دروغهای انسان بود اما فرمود (من راستی هستم)کالبدش میرفت که در قبری نهاده شود ولی گفت (من حیات هستم).جلال بر نام او...

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 10:47 توسط مهرشاد |

 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس